تبليغاتX
دنیایی از غم

دنیایی از غم و غصه درون من توسط برو بچس

سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389

+ ساعت 2:1 نويسنده بروبچس غمگین |

یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389

Greeting Card: ADVICE FROM THE WISE

+ ساعت 5:23 نويسنده بروبچس غمگین |

یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389

Gipsy by Wimmeke
+ ساعت 5:18 نويسنده بروبچس غمگین |

دوشنبه دوم فروردین 1389

+ ساعت 4:48 نويسنده بروبچس غمگین |

دوشنبه دوازدهم بهمن 1388

ذوب گشته ام ، آن دم که ...

آتشفشان ِ چشمانت....

گدازه هایش را بیرون ریخت....

فوران را من بودم که حس کردم...

و جزئی از وجودت شدم....

آری در تو ، در فلسفه ی چشمان ِ تو

حل شده ام.....

+ ساعت 12:48 نويسنده بروبچس غمگین |

شنبه دوازدهم دی 1388

بر من چه رفته است پس از ضربه تبر

احساس مي کنم که خودم نيستم دگر

از من چه مانده است از آن تک درخت باغ

جز يک دل شکسته و يک روح در به در

هيزم شکن ! چه دير رسيدي ، نگاه کن

.... شکسته است مرا از تو زودتر

سروي که در مقابل باد ايستاده بود

حالا نگاه کن شده کبريت بي خطر

با موي قهوه اي و تني لاغر و سپيد

در جعبه اي شبيه اطاقي بدون در

اي رهگذر ! تو را به خدا اين اطاق را

از دختري که يخ زده در شعر ها بخر

آتش بزن به مغز من و دود کن مرا

از يادهام خاطره باغ را ببر

+ ساعت 12:52 نويسنده بروبچس غمگین |

پنجشنبه دوازدهم آذر 1388

من کیستم؟     آن شکسته   ، رفته زیاد

 تک درختی     که برگ     وبارش نیست
پای در گل،      اسیر     طوفان ها
آن خزانی که نوبهارش نیست
ورقی پاره از کتاب زمان
قصه ای ناتمام وتلخ آغاز
اشک سردی چکیده بر خاک
نغمه هایی شکسته در دل ساز
تو که بودی؟      همه بهار،     بهار
در   نگاهت       شراب     هستی   سوز
از کجا   آمدی؟   که   چشم   تو شد
در   شب   ، قلب    طلیعه   نور
در رگت   خون زندگی  جاری
تنت از شوق وآرزو لبریز
تو طلوع من آن غروب سیاه
تو سراپا شکوفه من پاییز
عشق  ر ا شنیده   بودی   هیچ!
شوره   زاری که    گل  زیبا   در آن   رویید؟
یاد   و  شبهای سرد  تیره و  آخر ماه
دلی   افسرده، روشنی  جویید؟
تو که  بودی؟ تو که  شوره زار دلم
با تو سرشار برف وباران شد
کاسه خشک چشمهایم باز
تازه شد اشک چشمه ساران
سبز    گشتم    زتو    جوانه   زدم
با تو گل کردم وبهار شدم
هر رگم   جوی   خون   جارشدم
وای  بر من چرا ندانستم
به وفای گل اعتباری نیست
شاخه ای را نچیده، می بینم
در کفم غیر نیش خاری نیست
عشق را چنان نسیم سحر
تو گذشتی چه ساده زآنچه که بود
من  بجا   مانده   یکه    وتنها
می گریزم  دگر زبو د ونبود
بی من آری، تو خفته ای آرام
گر چه من لحظه ای نیاسودم
چه کنم  رسم  عاشقی  این  است
چشم من  کور عاشقت  بودم
بعد از این می گریزم از هستی
به جهان نیز دل نمی  بندم
ای همه شادمانیم از تو
بی تو هرگز  دگر  نمی  خندم
آه اینک تو ای رطیل سیاه
وقت رفتن کنار خانه بمان
تا ببینی چگونه می میرم
لحظه ای هم به این بهانه بمان
صبرکن، صبرکن زباغ دلم
گل شادی بچین وبعد برو
ایکه زهر تو سوخت جان مرا
مردنم را ببین وبعد برو.......

+ ساعت 12:49 نويسنده بروبچس غمگین |

سه شنبه دوازدهم آبان 1388

کاش وقتی زندگی فرصت دهد

گاهی از پروانه ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را

وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی

باری از دوش نگاهی کم کنیم

فاصله های میان خویش را

با خطوط دوستی مبهم کنیم

کاش وقتی آرزویی میکنیم

از دل شفاف مان هم رد شود

مرغ آمین هم از آنجا بگذرد

حرف های قلبمان را بشنود
+ ساعت 12:50 نويسنده بروبچس غمگین |

یکشنبه پنجم مهر 1388

+ ساعت 14:52 نويسنده بروبچس غمگین |

دوشنبه شانزدهم شهریور 1388

بر خاك بخواب نازنين تختي نيست

آواره شدن حكايت سختي نيست

 از پاكي اشكهاي خود فهميدم

لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

+ ساعت 15:7 نويسنده بروبچس غمگین |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388

40
+ ساعت 23:55 نويسنده بروبچس غمگین |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388

 

+ ساعت 23:54 نويسنده بروبچس غمگین |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388

       
+ ساعت 23:52 نويسنده بروبچس غمگین |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388

    
+ ساعت 23:51 نويسنده بروبچس غمگین |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388

+ ساعت 4:42 نويسنده بروبچس غمگین |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388

+ ساعت 4:36 نويسنده بروبچس غمگین |

دوشنبه نوزدهم مرداد 1388

+ ساعت 1:41 نويسنده بروبچس غمگین |

دوشنبه نوزدهم مرداد 1388

My Photo

+ ساعت 1:41 نويسنده بروبچس غمگین |

دوشنبه نوزدهم مرداد 1388

+ ساعت 1:40 نويسنده بروبچس غمگین |

دوشنبه نوزدهم مرداد 1388

+ ساعت 1:40 نويسنده بروبچس غمگین |

شنبه هفدهم مرداد 1388

تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ؟ / تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت

تا به کی با ضربه های درد باید رام شد / یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد

بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار / خسته از این زندگی با غصه های بی شمار 

+ ساعت 5:59 نويسنده بروبچس غمگین |

چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388

250  x250
+ ساعت 23:16 نويسنده بروبچس غمگین |

چهارشنبه هفدهم تیر 1388

 
+ ساعت 2:39 نويسنده بروبچس غمگین |

چهارشنبه هفدهم تیر 1388

              
+ ساعت 2:36 نويسنده بروبچس غمگین |

چهارشنبه هفدهم تیر 1388

 
+ ساعت 2:35 نويسنده بروبچس غمگین |